آیا بایستی برای توسعه تجارت صرفا بواسطه برند اقدام کرد ؟ و یا بایستی صرفا بر روی کیفیت کالاها تمرکز کرد؟ آیا توسعه فرهنگ و برند شرکت بر روی توسعه شرکت تاثیری خواهد داشت؟ ضمنا تاثیر اینترنت و شبکه های اجتماعی بر برندها چیست؟ وضعیت کنترل شهرت و آوازه برند امروز چگونه تعیین میشود؟ با ما در مقاله توسعه تجارت بواسطه تثبیت برند همراه باشید و ببینید شرکتهای چند ملیتی بین المللی و بزرگ چگونه توانسته اند در طی تحولات اخیری که رخ داده به توسعه تجارت بواسطه برند شان اقدام کنند.

از شروع قرن 21 میلادی نگرش تعداد کثیری از صاحبین برند های بزرگ بر آن بوده است تا با جریان جهانی شدن همراه شده و بر روی استراتژیها و سیاست های بلند مدت خود در عرصه برندینگ و توسعه تجارت تغییرات بروزتری ایجاد کنند. دراین دوره که برندها در تجارت جهانی پا می گذارند سه تغییر عمده و بهم وابسته در خصوص توسعه تجارت بواسطه تثبیت برند را شاهد هستیم.

الف) حمایت از برندها و یا محصولات ؟

 شرکتهای امروزی برای توسعه تجارت بوسیله تثبیت برند سعی میکنند که بیش از پیش بر مسئله ی سازگاری با یک بازاریابی همه جانبه تمرکز کنند تا حدیکه بیشتر از تبلیغ یک محصول، تلاش دارند تا خلاق باشند و از عنصر خلاقیت بهره ببرند تا یک تجربه خاص و ناب از برند خودشان را به مشتری ارائه دهند و بسبب آن یک ارتباط مستمر و متواتر با مشتری ایجاد کنند.

سخنمان به خطا نرفته است اگر بگوییم که از بزرگترین حامیان روابط فعال ،این شرکت های بزرگ هستند ؛شما میتوانید آنها را بارها در شبانه روز ببینید بشنوید و حتی لمس کنید. 

بطور دائم التزاید شرکت ها و موسسات مختلف تلاش نداشته اند تا صرفا کیفیت محصولات و طرح های صنعتی بکار گرفته را تقویت و تثبیت کنند بلکه تلاش دارند تا در کنار تثبیت محصولاتشان در فروشگاه و یا خدماتشان در فضاهای تحت وب شهرت و آوازه ای برای خودشان ایجاد کنند ؛ برند ها فضایی برای فروش ایجاد می کنند و محصولات با کیفیت موجب اعتبار بیشتربرند و به تبع آن سود های ناشی از کالاها به تحکیم برند می انجامد با کمی تساهل میتوان آنرا تثبیت متقابل خواند.

مترتبا با تثبیت کالاها و خدمات در داخل کشور ایده آماده سازی کالاها بصورت جهانی پیش می آید بطوریکه بایستی محصول مزبور یک کالای جهانی،ارزشمند و مطلوب بنماید.

ظهور نشانه های جدید بر روی کالاها

ظهور ناگهانی برچسبها و عناوین مختلف بر محصولات برندها و علائم تجاری از جمله استانداردها و مسئولیتهای محیط زیستی ، کارآیی و بهره وری انرژی، تجارت عادلانه و دیگر علائم موجب شده است تا شرکتهای مختلف با چالشهای جدیدی تحت عناوین فوق به فکر ایجاد تغییرات گسترده در تولید و … بیفتند.

این برچسبها نشان میدهند که شرکتها تا چه حد با محیط زیست سازگارو یا این که انرژی مصرفی شرکت ها تا چقدر کارا و بهره وری شده که این موضوع طی سالیان اخیر توجه های زیادی را به خودجلب کرده است.

بدین صورت بسیاری از موسسات و شرکتها تصمیم به سرمایه گذاری بر روی این برچسبها و نمادها کردندتا برند و علامت تجاری هایشان حائز این نماد ها و علائم باشد و بتوانند از دید و منظری دیگر مثبت و  وجیه بنمایند.

ب) جهانی شدن و ظهور شرکتهای چند ملیتی 

در ثانی برای توسعه تجارت و پیشرفت، این نگرش بوجود آمد که برای موفقیت در کشورهای دیگر بایستی برند موفق عرصه داخلی به عرصه بین المللی و یا کشور مقصد نیز انتقال پیدا کند؛ لهذا هدف شرکتهای مزبور برای پیشرفت استراتژیهای برندشان در جریان جهانی براین بوده است که در کنار بازار داخلی بتوانند در بازار خارجی و بین المللی شناخته شده و بنام باشند. به سخنی دیگر تلاش میکنند تا رنگ و بوی برندشان را به مشام ملل دیگر برسانند و فرهنگشان را در قاموس کشورهای مقصد بگنجانند.

برای مثال شرکتهای تولیدی فرش در ایران احتمالا تمایل دارند تا فرهنگ ایرانی که بخش اعظم برندشان ست را در اروپا و یا در دیگر کشورهای جهان به نمایش بگذارند.

همچنین در خصوص علائم تجاری داخلی و بین المللی بخوانید.

این فرهنگ در شرکتهای مختلف وجود دارد و در نگاه خاص تر میتوان این فرهنگ را در شرکتهایی که بخشی از ماهیتشان را اینترنت تشکیل میدهد مشاهده کرد ، در بسیاری از مواقع صاحبین برند مایلند تا فرهنگ و محصولاتشان را از همین فضاهای تحت وب به دیدگان اقشار متفاوت جامعه برسانند . تقریبا تمام شرکتها و موسسات بزرگ در ساخت و اصلاح وجهه برندشان بصورت ملی و بین المللی سرمایه گذاری می کنند.

این بگونه ای است کهشرکتهای با اقتصاد میانه هم ارزش و قدر این سرمایه گذاری ها را درک و بودجه ای را برای آن اختصاص داده اند.

حال اهمیت برند را در ایجاد یک تجارت پرسود متوجه میشویم  و وجه تسمیه توسعه تجارت بواسطه تثبیت برند روشن میشود

ج)تکامل کانالهای ارتباطی با مشتری

در ثالث کانالها و راه های ارتباطی با مشتری تکامل پیدا کردند،در آغاز تعداد بسیار کمی از آنها به طرح استاندارد و تکامل دست پیدا کردند و با گذشت زمان تعاملی تر و ارتباطی تر شدند،ابتدائا شبکه های اجتماعی در دهه 70 میلادی بصورت تازه وارد و ضعیف پا به عرصه گذاشتند و در قرن بیست و یکم هردو، اینترنت و شبکه های اجتماعی موجب  فعل و انفعالات و تکامل دیجیتال یکدیگر شده اند.

از سوی دیگر، استراتژی برندینگ با افزایش دسترسی به اطلاعات و جزئیات مشتریان که  ناشی از همان تکامل دیجیتال بود نوعی رای اعتماد ایجاد کرده و موجب شد تا سیاستهای برندینگ باری دیگر بصورت بنیادین تغییر بکند.این اطلاعات موجب شد تا اهداف کسب و کار مشخص تر بشوند و با دقت و تمرکز بیشتری بر روی عناصر کسب و کار تمرکز کرد.

فرصت های تبلیغاتی جدیدی ظهور کرده اند مثل ویدیوهای پربیننده (Viral videos) در تلوزیون،شبکه های اجتماعی یا رسانه ها که طی یک مدت خاص بین اقشار متفاوت جامعه رد و بدل  میشوند برای مثال تبلیغات یک شرکت خاص بصورت شدیدی به شکل یک ویدیو مفرح و طنز رد و بدل میشوند.

این ویدیو ها میتوانند یک فرصت بزرگ برای آن شرکت باشد تا خودش را به مردم بشناساند.

همچنین در خصوص علائم تجاری و تبلیغات بخوانید.

سود و تکامل در توسعه تجارت بواسطه برند و افزایش ارتباطات

فاصله بین متقاضی و تولیدکننده از نتایج سیستم خط تولید نوین و افزایش تولیدات در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی است که به منظور ایجاد اقتصاد بهتر و پرسود تر ایجاد شده بودند این فاصله باری دیگر همراه با تکنولوژی ارتباطات مدرن تکرار شد. نوع موخر باعث شد تا تولیدکننده و مشتری به یکدیگر کمک کنند، از یکسو سود و درآمدهای بیشتر و رفعنیاز متقاضیان از سوی دیگر بود ، فارغ از این سه تحول ،  امروز با ظهور تکنولوژی ارتباطات مدرن کنترل شهرت و ناموری برندها بسیار دشوارتر از قبل شده است.

امروز ممکن است به سرعت برندتان نامور و به همان سرعت ناموری از دست بدهید .

دشواری کنترل مثبت یا منفی ؟

در بحث توسعه تجارت بواسطه تثبیت برند  ، مثالهای بسیار زیادی مثبت بر این اند که چطور یک برند میتواند بسرعت از عرش به فرش بیاید و یا بالعکس. مدیریت ارتباطات آنلاین و بر خط  امروز اهمیت بسیاری پیدا کرده است بطوریکه بلاگها،شبکه های اجتماعی و سایتها امروز نقش مهمی در تشکیل یک برند ،اصلاح وجهه و حتی در نابودی آن بازی میکنند ،همانطورکه گفتیم امروز بخش عمده تصویر یک شرکت بزرگ و بین المللی را اینترنت و فضاهای تحت وب تشکیل میدهند.

از بلاگها و سایتهایی که محصولات و خدماتشان را نقد و یا ستایش میکنند تا شبکه های اجتماعی که میتوانند از سوی خودشان بکار گرفته شوند، همگی میتوانند موجب سودهای کلان و حتی ضررهای بسیار شوند بنابراین کنترل شهرت و ناموری بواسطه اینترنت امری حیاتی است. در نتیجه سه تحول مذکور ، شرکتها بواسطه جهانی شدن و برای کسب درآمد بیشتر بر مقام و مفهوم برند و برندینگ متمرکز شده اند که شرح تامی بر آن داشتیم.

امروز شرکتها  با تمرکز دوگانه بر شهرت برند و کالا سعی شان برآن است تا به بازارهای داخلی و بین المللی دست یافته و موجب پیشرفت و گسترش کسب و کار شوند این هم بر دیدگان بازار  و هم بر رقبا تاثیری چند دارد.

همچنین در خصوص برندهایی که ممکن است صاحبین آنها با یکدیگر به مقابله و منازعه بپردازند بخوانید.